اهمیت زکات در اسلام
در اهمیت زکات همین بس که از جمله فصول ممیز شرک و اسلام, و مرز بین کفر و ایمان معرفی شده است:«فان تابوا و اقاموا الصلاة و آتوا الزکوة فاخوانکم فی الدین», که ایتای زکات را شرط ورود به دین و جماعت مسلمانان دانسته یا در آیة:«ویل للمشرکین الذین لا یؤتون الزکوة»ندادن زکات را شرط کفر و شرک قلمداد و از اولین علامات آن شمرده است.
همچنین, می بینیم که در قرآن دستور اجتناب و دست کشیدن از قتال با مشرکان منوط به تحقق سه شرط است که سومین آن ایتای زکات می باشد:«فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم و خذوهم و احصروهم واقعدوا لهم کل مرصد فان تابوا و اقاموا الصلوة و آتوا الزکوة فخلّوا سبیلهم ان الله غفور رحیم». (توبه,5). بدین ترتیب سه شرط: توبه از شرک, اقامة نماز و ایتای زکات, می تواند موجبات کف مسلمانان از قتال با مشرکان را فراهم سازد. در واقع, تقارن همیشگی بین نماز و زکات در آیات کریمة قرآن, خود دلالت بر اهمیت و جایگاه پر منزلت و اساسی آن داشته و به عنوان اصل و رکن دین و احکام اسلامی مشخص شده است.
در روایات بسیاری نیز آمده است که زکات از ارکان خمسة اسلامی است و اساس اسلام بر آن استوار می باشد, همچون روایاتی که بیان می دارند:« بنی الاسلام علی خمس, علی الصلوة و الزکوة و الصوم و الحج و الولایة». در واقع, مفهوم بنیاد یک نهاد بر چند رکن, بدین معناست که حذف و انعدام آن ارکان, تمهیدات تخریب اصل بنا را باعث خواهد شد. یعنی زکات از جملة اصول مبانی اسلامی است که با نبودن آن, اصل بنا و کیان اسلام در معرض تخریب و نابودی قرار خواهد گرفت. البته, این بحث قصد مهمتر شمردن یکی از رکنها بر بقیه را ندارد و ترتیب ذکر این رکنها در روایت مذکور نیز به این جهت نبوده است, چه اینکه ولایت به عنوان پنجمین مورد, خود افضل بر تمامی رکنهای دیگر می باشد. آنچه در این مجال حائز اهمیت ویژه می باشد, اینکه زکات از جملة ارکان دین است و از جایگاه بلندی برخوردار می باشد.
از طرف دیگر, آثار و عقوبات وضعی و تکلیفی امتناع از ایتای زکات نیز در لسان روایات آنچنان است که اهمیت ایجابی آن را صد چندان می گرداند.
در روایت, در خصوص مانعان از زکات آمده است: کسی که مانع زکات شود یا زکات مال خود را ندهد, در قیامت یک افعی بسیار خبیث که به دلیل زهرو سمّ زیاد آن موی پشت سر آن ریخته شده و کچل شده است برگردن او آویزان است. یا در روایتی دیگر از جمله عقوبات قضا و قدری امتناع از پرداخت زکات, همانا ابتلا به قحطی و گرسنگی است: «ما منع قوم الزکوة الا ابتلا هم الله بالسنین»(قرضاوی, ج1, ص76) ترجمه: هیچ قومی از پرداخت زکات امتناع نورزید الا اینکه به قحطی و گرسنگی مبتلا و دچار شد.[ , که خود شاید ار جمله آثار وضعی منع زکات باشد. اما در ارتباط با احکام و عقوبات تکلیفی و شرعی, در خبر از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است:«من اعطاها موتجراً فله اجره و من منعها فانا اخذها و شطر ماله.» (قرضاوی, ج1,ص76) ترجمه: یعنی اگر کسی بقصد قربت اقدام به پرداخت زکات نماید به اجر و پاداش خود می رسد اما اگر کسی از پرداخت زکات امتناع ورزد من زکات و نصف مال او را میگیرم. با توجه به این حدیث و احادیث دیگر, در صورت امتناع افراد از ایتای زکات, با قهر و غضب از آنان اخذ خواهد شد یا حتی در صورت اقتضا به جریمة مالی, اجرای تعزیرات و جنگ با آنان خواهد انجامید که تفصیل این معنا در مبحث آتی خواهد آمد
