حکایت ازادی
بیوگرافی کامل از حاج محمودکریمی
نام : محمود (عباس)
نام خانوادگی : کریمی
نام پدر : تقی
سال تولد : سال ۱۳۴۷
محل تولد : تهران
شغل : آزاد و مرتبط با فعالیتهای صنعتی
شرح مختصر از زندگی ایشان : بنده در سال ۱۳۷۰ ازدواج نمودهام و دارای دو
فرزند می باشم، پسرم۱۰ سال و دخترم ۳ ساله میباشد در خصوص خانواده پدری
نیز پدرم در سال ۱۳۶۱ درعملیات فتحالمبین در دشت عباس مفقودالاثر شدهاند و
برادرم ابوالفضل کریمی نیز در کربلای ۵ شلمچه در سال ۶۵ به درجه رفیع
شهادت نائل آمدهاند. دارای سه برادر به نامهای احمد، محمد و حسین میباشم
سوابق کاری : بعد از فوت پدر در کنار تحصیل ، کار (در مشاغلی همچون نجاری، بنائی و….)ومداحی.
تحصیلات ایشان : دانشجوی مدیریت صنعتی دانشگاه علامه طباطبائی بوده اند و تعداد ۷۴ واحد درسی نیز گذراندهاند اما از آنجائیکه حضور در جبهه فرهنگی را مقدمتر دانسته اند به سراغ مطالعات مرتبط با بحثهای فرهنگی و به ویژه مداحی رفته اند و در این زمینه به کسب معارف اسلامی پرداخته اند.
ابراهیم و آتش و گنجشک
نگاه ها هراسان به ابراهیم و آتش بود. در این میان گنجشکی به آتش
نزدیک می شد و بر می گشت.
از او پرسیدند: ای پرنده چه کار می کنی؟
پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی است و من مرتب نوک خود
را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم
.
گفتند: ولی حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می توانی
بیاوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد
.
گفت: من شاید نتوانم آتش را خاموش کنم اما این آب را می
آورم تا آن هنگام که خداوند از من پرسید وقتی که بنده ام را بدون گناه در آتش
انداختند تو چه کردی؟
پاسخ دهم: هر آن چه را که از توانم بر می آمد
...
و خوشا به حال گنجشکان سرفراز
نکته ی دینی
تا حالا دیدی انگشتت رو بذاری
کف دست نوزاد چطوری محکم میگیره؟
الهی شش ماهه ی اباعبدالله (ع)
همونجوری دستت رو بگیره
الـــتـــمـــاس
دعـــــا

